جعفر شهرى باف
19
طهران قديم ( فارسى )
كارى از آن بهتر نميباشد گفت : عموجون ، چه كارى از اين بهتر ؟ ! جلو كدام خركچى و طوافى را گرفته كه چيزى كف دستت نگذارد و دستمالت را روى گاله و كنار كدام دورهگرد و بساطى پهن كنى كه برايت پر نكرده به دستت ندهد ؟ ! در اين صورت اماكنى كه اگر كسى به آژان احتياج داشت ميتوانست به آن دسترسى پيدا كند به اين قرار بود . اول اطراف معركهها . دوم دور و بر طبقىها ( شانسى و اقبالى ) « 54 » ها و بساطهاى قمار . سوم حدود سه راهها و جلو كاروانسراها براى گارىها و چهارچرخهها . چهارم حوالى اجتماع طوافها و بساطىها . پنجم كنار دكانهاى زرگرى كه غالبا با مشترى مرافعههاى طلا نقرههاى تقلبى خود را داشتند و زنها ، آنها را به حمام برده يا زير واجبى « 55 » كرده بودند و سياه شده پس آورده بودند و او انكار كرده بود . ششم جلو دكانهاى ساعتسازى كه ساعتهاى خوب مردم را با بدلى عوض كرده ، يا خرابتر نموده دعوا راه افتاده بود و در آخر بالاى بام بازار و پشتبامهاى تون حمامها كه قمارهاى كلان راه ميافتاد و عدم حضور او برايش موجب ضرر و زيانهاى سنگينى كه اگر سر نميرسيد ( تاوان ) نميدادند ميگرديد ! ساعتسازى ؟ ! سخن از ساعتساز بميان آمد تداعىاى شد تا مختصرى هم به آن بپردازيم . ساعتسازها بنا به اقتضاى شغليشان افراد كنجكاو و پرحوصلهاى بودند كه اين شغل را هم از جهت همين حوصله و كنجكاويشان بدست آورده بودند ، از بس كه ساعتهاى خود را باز و بسته كرده سوزن و سنجاق در آنها برده خراب و آبادشان نموده بودند و گرنه هيچ يك از آنها درس آن را نخوانده و در كارخانه و زيردست استادى كارى در آن مورد نياموخته بودند ، از آنجا كه اصولا سابقهاى از اين كار و ابزار آن در ايران نبود و تا آمده بود ساعتهاى درست نو سالم وارد شده به مصرف رسيده ، چندانكه از كار افتاده بود كنار گذاشته شده بود . از آن جمله بود ساعتهاى نقرهى دوقابهى بغلى بسيار اعلاى بمبئى كه اگر دستكارى
--> ( 54 ) . قمارهاى مختلف كه كنارش براى جلب مشترى ( يا شانس و يا اقبال ) داد ميزدند . ( 55 ) . نوره ، ممزوجى از آهك و زرنيخ . براى زدودن موهاى زايد كه براى زنها محك طلا معلوم شده بود .